تبليغاتX
پرسه گون

غم نیست

هرچند دیگر در دلم اندوه و ماتم نیست

حال و هوا و شور و شوق عاشقی هم نیست

 

فرق فرود و اوج را دیگر نمی فهمم

حتا رسیدن هم برایم حس مبهم نیست

 

مستم نمی سازد کلام شاعران دیگر

گرچه شراب و شعر ، در اطراف من کم نیست

 

از مرگ شادی ها ندارم غصّه ای ، هرچند

حتا یکی از روزهایم بی محرّم نیست

 

با این همه ، با آن که دلگیرم من از عالم،

چشم امیدی هرگزم از اهل عالم نیست

 

تا آن که شاید این ورق یک روز برگردد

با بی خیالی زنده ام ؛ تا زنده ام ، غم نیست

+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 1:16 توسط |