تبليغاتX
پرسه گون -

 

 ما ... 

 

 ما ... 

 

یادگار روزگارانی هستیم

 

که از مردمانش 

 

شعر های ناتمامی بر جای مانده

 

***

 ما...

 

شعرهای  یادگاری مردمانی هستیم

 

که از ناتمامی روزگاران

 

بر جای مانده بودند

 

***

 ما...

 

مردمان ناتمامی هستیم

 

که از روزگاران شعر

 

به یادگار مانده ایم

 

***************

 شعری برای قیصر امین پور که با درد زیست و از درد بی دردان مرد:

 

 

شهسوار خسته

 

 

بعد از تو درد هیچ کس باور نمی شود

 

یک مرد و این همه درد ٬ دیگر نمی شود

 

با سادگی نمی توان آتش به شعر ریخت

 

تلفیق آب٬ آینه٬خنجر نمی شود

 

ای شهسوار خسته ٬بعد از تو هیچ کس

 

در سرزمین شعر ما قیصر نمی شود

 

«حتی اگر نباشی» تنها به حرمتت

 

نان با بهای شعر برابر نمی شود

 

شعرت ز قلب ها و یادت ز سینه ها

 

بیرون نمی شود ٬ جان برادر نمی شود

 

*************************

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 15:31 توسط |